كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )
213
زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )
مىگرديدند . به نظر مىرسيد كه مسلمانان نيز در اين گروه قرار داشتند . اما پس از آنكه يهوديان تشخيص دادند كه ورود محمد ( ص ) به مدينه تا چه حدّ از اعتبار آنان كاسته است دستپاچه شدند و شروع به مخالفت با او نمودند . مخالفت يهوديان احتمالا بزرگترين شكست عقيدتى محمد ( ص ) در طول زندگى او بود كه مأموريت دينى او را به زير سؤال مىبرد . ولى يهوديان متعادل و غيرمتعصبى هم در مدينه وجود داشتند كه با محمد ( ص ) برخوردى دوستانه داشته و اطلاعات مهمى درباره كتابهاى تورات و انجيل به او مىدادند . لحن توهينآميز قرآن نسبت به يهوديان نشان از اين واقعيت دارد كه تا چه حدّ انتقادات آنها بر محمد ( ص ) گران مىآمد ، ولى محمد ( ص ) با كسب اطلاعات از ساير يهوديان « 1 » به همه آنها پاسخ مىگفت . يهوديان ، در كتاب خودشان ، متهم به بىاعتقادى هستند ، زيرا با گوسالهپرستى پيمان خود را با موسى ( ع ) شكستند . 52 آنها با خلق يك گوساله طلائى سخنگو ، 53 هشدارهاى پيامبر خود را ناديده گرفتند . 54 محمد ( ص ) همچنين دريافت كه دو دين يهود و مسيحيت كه او تا به حال فكر مىكرد يكى هستند « 2 » در حقيقت داراى اختلافات ريشهاى قوى مىباشند . از ديدگاه يك فرد خارجى ، مانند اعراب ، اختلافات بسيار كوچكى در موقعيت اجتماعى اين دو دين ديده مىشد . پس احتمال دستكارى در متون اصلى هر دو كتاب وجود داشت . برخورد محمد ( ص ) با يهوديان بر روابط او با مسيحيان هيچ تأثير منفى نگذاشت . بعضى مواقع قرآن با مسيحيان موضع مشتركى عليه يهوديان اعلام مىدارد . براى مثال داستان مصلوب شدن مسيح را ( كه يهوديان ادعا مىكردند آنها مسيح را به صليب كشيدهاند چنين شرح مىدهد : او ( مسيح ) بر روى صليب نمرد ، بلكه شبيه او بر روى صليب بر مردم ظاهر شد . 55 البته مسأله قبول مسيح به عنوان پسر خدا نيز از طرف قرآن ردّ مىشود : بسيار بعيد بود كه محمد ( ص ) با قبول آن همه دشوارى و سختى در ردّكردن مسأله دختران اللّه ( بنات اللّه ) ، حالا مسيح را پسر اللّه بداند . قرآن بارها بر اين نكته تاكيد دارد كه اين باور ( پسر خدا بودن مسيح ) چيزى جز ظنّ و گمان نيست ،
--> ( 1 ) - همانطور كه قبلا متذكر شديم پيامبر توسط وحى الهى و الهام خداوندى بر كتابهاى آسمانى و اديان الهى قبل از خود آگاهى كامل داشت . ( 2 ) - پيامبر چنين فكرى نمىكرد .